زمان مطالعه: 5 دقیقه

تحلیل تکنیکال در حقیقت مطالعه تاریخچه داده‌های بازار از جمله قیمت و حجم معاملات است. تحلیلگران تکنیکال تلاش می‌کنند تا با استفاده از دانش و درکی که از روانشناسی بازار و تجزیه و تحلیل مدل‌های عددی دارند، از عملکرد گذشته بازار برای پیش بینی رفتار آینده بازار استفاده کنند.

دو شکل متداول تحلیل تکنیکال

1.تشخیص و تحلیل الگوهای شکل یافته در نمودار 

2. بهره‌گیری از شاخص های آماری 

  • تحلیلگران تکنیکال تلاش دارند با پیش بینی حرکات آینده قیمت، اطلاعات لازم برای سود گرفتن را در اختیار معامله گران قرار دهند.
  • معامله گران برای شناسایی نقاط ورود و خروج معاملات بالقوه ، از تحلیل‌های تکنیکال در نمودارها استفاده می کنند.
  • تحلیل تکنیکال بر این فرض متکی است که بازار تمام اطلاعات موجود و در دسترس را پردازش کرده و در نهایت چکیده این اطلاعات را در نمودار قیمت منعکس می کند.

تحلیل تکنیکال به شما چه می گوید؟

تحلیل تکنیکال اصطلاحی کلی برای انواع استراتژی هایی است که به تفسیر حرکات قیمت در یک سهام منتهی می‌شوند. بیشتر تحلیل های تکنیکال صرف تعیین تداوم روند فعلی می گردند. 

برخی از تحلیلگران تکنیکال از خط روند بیشترین استفاده را می کنند، برخی الگوهای شمعی را مناسب تر میدانند ، و برخی دیگر محدوده (باندهای) حاصل از مدل‌های ریاضی را ترجیح می دهند. 

بیشتر تحلیلگران تکنیکال، ترکیبی از ابزارها را برای شناسایی نقاط ورود و خروج بالقوه به کار می برند. برای مثال الگوی تشکیل شده بر روی نمودار ممکن است نقطه ورود را برای یک فروش مناسب نشان دهد، اما معامله‌گر برای بررسی احتمال هرچه بیشتر یک حرکت قدرتمند برای سوددهی بیشتر معامله، ترجیح میدهد به بررسی میانگین های متحرک در طول دوره های زمانی متفاوت بپردازد.

تاریخچه مختصر تجزیه و تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال سهام و روند معاملات صدها سال است که مورد استفاده معامله گران قرار می گیرد. در اروپا ، ژوزف دلاوگا روشهای تجزیه و تحلیل تکنیکال اولیه را برای پیش بینی بازارهای هلند در قرن هفدهم به کار گرفت.

با این حال تجزیه و تحلیل به شکل مدرن، تا حد زیادی مدیون چارلز داو، ویلیام پی. همیلتون، رابرت رئا، ادسون گولد و بسیاری دیگر از جمله یک رقصنده بالروم به نام نیکلاس دارواس است. 

این افراد دیدگاه جدیدی را در بازار ارائه دادند. در نهایت مجموعه ای پراکنده از نظریه‌های اولیه این تحلیلگران تکنیکال در سال 1948 تحت عنوان کتاب تحلیل تکنیکال روندهای سهام توسط رابرت دی ادواردز و جان مگی گردآوری و منتشر شد.

تاریخچه الگوهای شمعی به زمان فوران اشتیاق بازرگانان ژاپنی برای یافتن الگوهای معامله ای،حین برداشت برنج کاشته شده خود برمی گردد.

با گذشت زمان و مطالعه این الگوهای باستانی در دهه 1990 ، معاملات روزانه در ایالات متحده شروع شد.

این جا بود که سرمایه گذاران، داده های تاریخی نمودارهای سهام را مشتاقانه جهت کشف الگوهای جدید در هنگام انجام معاملات توصیه شده، تجزیه و تحلیل کردند.

شناسایی الگوهای بازگشتی شمعی، مخصوصا در کنار تعداد دیگری از الگوهای شمعی برای سرمایه گذاران از اهمیت خاصی برخوردار است.

بطور مثال در این مورد الگوی دوجی و پوشاننده همیشه برای پیش بینی یک چرخش نزولی و قریب الوقوع استفاده می شوند.

نحوه استفاده از تجزیه و تحلیل تکنیکال

اساس اصلی تحلیل تکنیکال این است که قیمت بازار میتواند تمام اطلاعاتی را که امکان تاثیرگذاری را بر خود دارد، منعکس کند. 

در نتیجه ، دیگر نیازی به بررسی تحولات اقتصادی، بنیادی یا جدید نیست زیرا آنها سریعاً اثر خود را بر روی قیمت گذاشته اند. 

تحلیلگران تکنیکال به طور کلی معتقدند که قیمت ها در روند حرکت می کنند و هنگامی که صحبت از روانشناسی کلی بازار می شود، تاریخچه قیمتی بازار تمایل به تکرار خود دارد.

دو نوع عمده تحلیل تکنیکال، الگوهای شکل گرفته در نمودار و شاخص های تکنیکال (آماری) هستند.

الگوهای شکل گرفته در نمودار دارای ماهیتی منعطف و بطور کلی سیاه و سفید در تحلیل تکنیکال هستند. تحلیلگران تکنیکال سعی می کنند مناطق پشتیبانی و مقاومت روی نمودار را با مشاهده این الگوهای خاص شناسایی کنند. 

این الگوها، که بر بنیادهای روانشناختی قرار گرفته اند، برای پیش بینی اینکه قیمت ها( پس از شکست رو به بالا یا رو به پایین از یک قیمت معین و در زمان خاص) به کجا منتهی می‌شوند، طراحی شده اند.

به عنوان مثال، در یک روند صعودی، الگوی مثلث صعودی یک ناحیه مقاومت اصلی را نشان می دهد؛ که شکست رو به بالای این الگو، می تواند با حجم زیاد و حرکت رو به بالای قابل توجه قیمتی همراه باشد.

انواع شاخص ها

 شاخص های تکنیکال یک فرم تحلیلی آماری از تحلیل تکنیکال است که در آن تحلیلگران تکنیکال فرمول های مختلف ریاضی را برای قیمت ها و حجم ها اعمال می کنند.

متداول ترین شاخص های تکنیکال ، میانگین های متحرک هستند که داده های قیمت را برای تشخیص هرچه آسانتر روند هموارتر می کنند. 

شاخص های فنی پیچیده تر در برگیرنده میانگین متحرک همگرایی- واگرایی(MACD) هستند که تعامل بین چندین میانگین متحرک را بررسی می‌کنند. بسیاری از سیستم های معامله ای براساس شاخص های تکنیکال بنا شده اند زیرا می توان آنها را بصورت عددی محاسبه کرد.

تفاوت بین تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی

تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال در عرصه های مالی همیشه جنجال برانگیز هستند. در حالی که تحلیلگران تکنیکال معتقدند بهترین روش پیروی از روند حاصل از حرکات قیمت در بازار است، تحلیلگران بنیادی معتقدند که بازار اغلب ارزش را نادیده می گیرد. 

تحلیلگران بنیادی از بررسی روند نمودار در مقابل بررسی ترازنامه و پروفایل یک شرکت، که منجر به کشف ارزش ذاتی سهم میشود و بازتاب آن در قیمت که هنوز منعکس نشده است، چشم پوشی میکنند. 

با این حال، نمونه های زیادی از سرمایه گذاران موفق که از تحلیل بنیادی یا تکنیکال و یا هر دوی آن ها در کنار هم برای معاملات خود استفاده میکنند نیز وجود دارد.

به طور کلی، تحلیل تکنیکال برای افرادی که میخواهند در مدت زمان کوتاهی وارد یک سرمایه گذاری شوند مناسب است، در حالی که تحلیل بنیادی از آنجایی که زمان و دقت قابل توجهی صرف آن میشود، دارای بازه تصمیم گیری طولانی تر است و به تبع آن، به نگهداری بلند مدت تر سرمایه نیز منجر می شود.

محدودیت های تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال مواجه با همان محدودیت هایی است که در هر استراتژی دیگری نیز در نهایت امر، به شرایطی ختم میشود که باید منتظر نقطه مناسب ورود برای معامله (تریگر) باشد.

از جمله، نمودار میتواند به غلط تفسیر شده باشد، الگوهای شکل گرفته ممکن است با حجم های کم رخ داده باشند و یا دوره های مورد استفاده برای میانگین های متحرک ممکن است برای نوع معامله مورد نظر شما، خیلی طولانی یا خیلی کوتاه در نظر گرفته شده باشند. حتی اگر این موارد را هم کنار بگذاریم ، تحلیل تکنیکال سهام و روندها محدودیت های جذاب و منحصر به فرد خودش را دارد.

همزمان با اینکه استراتژی های تحلیل تکنیکال ، ابزارها و تکنیک ها به طور گسترده ای به کار گرفته میشوند، تاثیر مهمی در روند قیمتی از خود بجای میگذارند.

به عنوان مثال، آیا الگوی شمعی سه کلاغ سیاه به این دلیل تشکیل میشود که اطلاعات قیمت گذاری شده نشان از یک بازگشت نزولی دارد؟ یا معامله گران همگی متفق القول هستند که پس از سه کندل نزولی باید یک روند نزولی آغاز شود و با تصاحب موقعیت فروش به تحقق این امر کمک کرده اند؟

اگرچه این پرسشی جالب است، اما یک تحلیلگر تکنیکال واقعی تا زمانی که مدل معامله به درستی کار میکند، اهمیتی به این موضوع نمی دهد.

برای خواندن مقاله های مرتبط با انواع تحلیل به بخش یادگیری سایت موج پنج و یا صفحه اینستاگرام ما مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید